|
ايستاده مردن بهتر از زانو زده زيستن است . (آلبرت کامو)
|
|
|
|
وقتی حرفی تازه برای گفتن نیست بهتره یه موزیک خوب گوش کرد و ذهن عاصی رو آروم کرد I see trees of green, red roses too I see them bloom for me and you And i think to myself: "What a wonderful world!" I see skies of blue and clouds of white The bright blessed day, the dark sacred night And I think to my self: "What a wonderful world!" The colors of the rainbow so pretty in the sky Are also on the faces of people going by I see friends shaking hands saying "How do you do." Thay really say: "I love you!" I hear babies crying I watch them grow They'll learn much more than I'll ever know And I think to myself: "What a wonderful world!" Yes, I think to myself: "What a wonderful world!"
![]() «تاکنون هرگز جسارت آن ام نبوده است که تو را به بالا فرا خوانم.همین ام بس که تو را با خود کشیده ام. تاکنون برای واپسین بی پروایی و بازیگوشی شیرسان چندان که باید نیرومند نبوده ام، سنگینی ات همیشه برایم بسی سهمگین بوده است. اما روزی آِن نیرو ونعره ی شیرانه را خواهم یافت که تو را فرا می خواند. ای پسینگاه زندگی ام! ای شادکامی پیش از شامگاه! ای لنگرگاه در دریای آزاد! ای آرامش در عین بی یقینی! چه بدگمان ام به همه شما! به راستی، به زیبایی افسونکار شما بدگمان ام! عاشقی را مانم به لبخندهای بسیار نوازشگر معشوق بدگمان. آه، کی به سامان خویش باز خواهم رسید، آنجا که دیگر نمی باید خود را خم کنم، آنجا که نمی باید در برابر خردان خم شوم! بازیگوشی و نیک خواهی خردمندانه روان ام این است که زمستان ها و بوران های یخبندان اش را پنهان نمی کند، و نیز سرمازدگی اش را. تنهایی یکی را گریز یک بیمار است و دیگری را گریز از بیماران. بگریز دوست من به تنهایی ات بگریز! بدانجا که بادی تند و خنک وزان است. جنگل و خرسنگ نیک میدانند که با تو چه گونه خاموش باید بود. دگر بار چونان درختی باش که دوست اش می داری، همان درخت شاخه گستری که آرام و نیوشا بر دریا خمیده است. پایان تنهایی، آغاز بازار است و آنجا که بازار آغاز می شود، همچنین آغاز هیاهوی بازیگران بزرگ است و وزوز مگسان زهرآگین. بگریز دوست من، به تنهایی ات بگریز! تو را از بانگ بزرگ مردان کر و از نیش خردان زخمگین می بینم. سنگ نیستی، اما چکه های بسیار تو را سفته اند و همچنان چکه های بسیار دیگر تو را از هم خواهند درید. تو را از مگسان زهرآگین به ستوه می بینم و می بینم زخم های خون آلوده را بر صد جای تن ات، اما غرورت از خشم گرفتن نیز پروا دارد. غرور خاموش ات ایشان را، ناخوشایند است. و هرگاه چندان فروتن باشی که سبک جلوه کنی، شاد خواهند شد. بگریز دوست من، به تنهایی ات بگریز! بدانجا که بادی تند و خنک وزان است. سرنوشت تو مگس تاراندن نیست.»
از کتاب « چنین گفت زرتشت - نیچه »
Pati Yang
Pati Yang (born Patrycja Grzymałkiewicz on March 26th, 1980 in Wrocław) is a Polish singer and a pioneer of trip-hop music in Poland >>Download.
Yann Tiersen![]() یان تیرزن (به فرانسوی:Yann Tiersen ) (زادهٔ ۲۳ ژوئن ۱۹۷۰) نوازنده و آهنگساز فرانسوی است. او پس از ساخت موسیقی متن فیلم اَمِلی به شهرت بینالمللی دست یافت. از شناسههای موسیقی او استفاده از سازهای متعدد درکنار تنظیمهای مینیمالیستی است، که گاهی الهامهایی برگرفته از موسیقی کلاسیک اروپا و موسیقی فولک فرانسوی نیز در آن بهگوش میرسد. ترکیب محبوب تیرزن معمولا پیانو با آکاردئون یا ویولن به همراه سازهای دیگری همچون ملودیکا، هارپسیکورد، زایلوفون، کیندرکلاویر، ondes martenot و حتی صدای وسایلی مانند ماشین تایپ است. موسیقی او آثار هنرمندانی مانند فردریک شوپن، اریک ساتی، فیلیپ گلَس و مایکل نایمن را به یاد شنونده میآورد. دانلود یکی از آهنگ هاش که واقعا زیباست
![]() دشت گریان The weeping meadow آهنگساز: Eleni Karaindrou
|